قصه رسدیدنمون...
سلام
گرمي سلامم آتش خاطره هاست ؛پذيرا باش گر چه ميان ما فاصله هاست ......![]()
بعد از مدتها فرصت کردم به وبلاگم سر بزنم اونم دو روز بعد از تولدم، امسال اولين سالي بود که تمام ساعات روز تولدم رو با هم بوديم و از در کنار هم بودن لذت مي برديم .مراسم کوچکي در کلبه کوچکمان برگزار کرديم اما جاي همتون خالي خيلي خيلي خوش گذشت ، ![]()
![]()
من و جوجو پيشاپيش تولد امام زمان (عج) رو به همه شيعيان تبريک ميگیم.

اي پادشـــه خوبـان داد از غـــم تنـــهايي دل بي تو بجان آمد وقت است که باز آييي
ميلاد باسعادت حضرت ولي عصر (عج) برتمام عاشقان مبارک باد![]()
![]()
![]()
خوشحال ميشم اگر بهم راي بديد نداديد هم ممنون از حضورتون![]()
![]()
دوستان عزیز وبلاگ من به نام" عشق من و تو" ثبت شده ....
http://www.mano-jojo87.blogfa.com
امروز يه روز خيلي خوبيه با يه مناسبت خيلي خيلي خوب...![]()
اگه گفتين؟؟!!!!
سالروز نامزديمون هست. يک سال از اون موقع ميگذره ........
و خيلي خوشحالم که چنين همسر خوب و مهربوني دارم ..که الهي من قربونش برم
کسي که هر روز بيشتر از ديروز دوست داره ......عسل جونت![]()
راستي از اينکه ديشبم باعث ناراحتيت شدم معذرت
.فکر نميکردم اينقدر.......
تو جوجوي
ناز مني عشق مني اصلا تو همه چيز مني .........
من فداي تو بشم .تو تموم دنيامي .....![]()
![]()
خيلي دوست دارم
وبلاگ ما در نظر سنجي برترين وبلاگ ماه
مرداد قرار گرفته
عزيزان اگر از مشاهده وبلاگ من خوشتون اومده و
ما رو قابل ميدونيد ميتونيد به اين آدرسي که ميدم
بريد و با راي خودتون ما روخوشحال کنيد
براي راي دادن ابتدا به لينك زير برويد
و در ستون سمت چپ !!! عشق من و تو !!! را تيك بزنيد
و در آخر جدول روي دكمه ي vote كليك كنيد
ازهمه شما ممنونم چه اونایی که رای میدن و چه اونایی که رای نمیدن
....
وجود خدا![]()
مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت
در بين کار گفتگوي جالبي بين آنها در گرفت
آنها در رابطه به موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند
وقتي به موضوع ((خدا)) رسيد
آرايشگر گفت : من باور نميکنم خدا هم وجود داشته باشد
مشتري پرسيد:
چرا باور نميکني؟
آرايشگرجواب داد
کافيست به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد
به من بگو اگر خدا وجود داشت اين همه مريض مي شدند؟
بچه هاي بي سرپرست پيدا ميشد؟
اگر خدا وجود ميداشت نبايد درد و رنجي وجود داشت
نميتوانم خداي مهرباني را تصور کنم که اجازه ميداد اين همه درد و رنج و جود داشته باشد
مشتري لحظه اي فکر کرد اما جوابي نداد. چون نميخواست جر و بحث کند
آرايشگر کارش را تمام کرد و
مشتري از مغازه بيرون رفت
به محض اينکه از مغازه بيرون آمد
مردي را ديد با موهاي بلند و کثيف
و به هم تابيده و ريش اصلاح نکرده
ظاهرش کثيف و به هم ريخته بود
مشتري برگشت و دوباره وارد آرايشگاه شد
و به آرايشگر گفت:
ميداني چيست! به نظر من آرايشگر ها هم وجود ندارند
آرايشگر گفت
چرا چنين حرفي ميزني؟
من اينجا هستم. من آرايشگرم
همين الان موهاي تو را کوتاه کردم
مشتري با اعتراض گفت
نه. آرايشگرها وجود ندارند
چون اگر وجود داشتند. هيچکس مثل مردي که
بيرون است. با موهاي بلند و کثيف و ريش اصلاح نکرده پيدا نميشد
آرايشگر: نه بابا ! آرايشگرها وجود دارند
موضوع اين است که مردم به ما مراجعه نميکنند
مشتري تائيد کرد: دقيقا نکته همين است
خدا هم وجود دارد
فقط مردم به او مراجعه نميکنند و دنبالش نميگردند
براي همين است که اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد....
هروقت تو زندگیت به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود درباز نشه جاش یه دیوار میذاشتن....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ا
الهی قربونت برم جوجوی نازنینم...![]()

بازم يه داستان ديگه......
گنجشک و خدا
روزها گذشت و گنجشک با خدا هيچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه ميگفت: ميآيد، من تنها گوشي هستم كه غصههايش را ميشنود و يگانه قلبيام كه دردهايش را در خود نگه ميدارد و سر انجام گنجشك روي شاخهاي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگيهايم بود و سرپناه بي كسيام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه ميخواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانهات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنيام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريههايش ملكوت خدا را پر كرد.
ای خدای مهربون خیلی دوست دارم.و همیشه شکر گذارتم...![]()
انسان باش و هنرمند و خدا را همچنان بر بلنداي وجودت احساس کن!
چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت به درگاه الهي دير و طاقت فرسا ميگذره ولي 60 دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل باد مي گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه اما وقتي که با همون مقدار پول به خريد مي ريم کم به چشم مياد!
چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت طولاني به نظر مياد اما يه ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره!
چقدر خنده داره که وقتي مي خوايم عبادت و دعا کنيم هر چي فکر مي کنيم چيزي به فکرمون نمي ياد تا بگيم اما وقتي که مي خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشکلي نداريم!
چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه مي کشه لذت مي بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمي گنجيم اما وقتي که مراسم دعا و نيايش طولاني تر از حدش مي شه شکايت مي کنيم و آزرده خاطر مي شيم!
چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا آسونه!
چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندلي هاي يک کنسرت يا مسابقه رو رزو کنيم اما به آخرين رديف يک مکان مذهبي تمايل داريم!
چقدر خنده داره که براي عبادت و نيايش هيچ وقت زمان کافي در برنامه روزمره خود پيدا نمي کنيم اما براي بقيه برنامه ها رو سعي مي کنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجام بديم!
چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتي باور مي کنيم اما معجزات الهي رو به سختي باور مي کنيم!
چقدر خنده داره که همه مردم مي خوان بدون اينکه به چيزي اعتقاد پيدا کنند و يا کاري در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتي جوکي رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل به ديگران ارسال مي کنيد به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا را فرا مي گيرد اما وقتي که سخن و پيام الهي رو مي شنويد دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر مي کنيد!
خنده داره. اينطور نيست؟!
داريد مي خنديد؟
داريد فکر مي کنيد؟
اين حرفارو به گوش بقيه هم برسونيد و از خداوند سپاس گذار باشيد که او خداي مهربان و دوست داشتني است.
پي نوشت : آيا اين خنده دار نيست که وقتي که مي خوايد اين حرفارو به بقيه بزنيد خيلي ها رو از ليست پاک مي کنيد بخاطر اينکه شک داريد که اونها به چيزي اعتقاد دارند ؟!!!
ای کاش تلاشمون رو برای شناخت و نزدیک شدن به خدا بیشتر میکردیم
ای خدای مهربون بهم توانایی اینو بده که بتونم هر چه بیشتر در راهت قدم بردارم.که بتونم در برابر مشکلات بایستم وفریاد بزنم فقط تو
شرط عشق
دختر جواني چند روز قبل از عروسي آبله سختي گرفت و بستري شد. نامزد وي به عيادتش رفت و در ميان صحبتهايش از درد چشم خود ناليد. بيماري زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عيادت نامزدش ميرفت و از درد چشم ميناليد. موعد عروسي فرا رسيد. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم ميگفتند چه خوب عروس نازيبا همان بهتر که شوهرش نابينا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنيا رفت، مرد عصايش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: من کاري جز شرط عشق را به جا نياوردم...
ميبيني هر چي بوست ميکنم خسته نميشم آخه خيلي با مزه و شيريني ![]()
![]()
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
بازم يه داستان زيباي ديگه.........
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق يعني همين...!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش
كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين
درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي
برگردم .
استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!
و اين است فرق عشق و ازدواج ...

يپيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد عابراني که رد مي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "بايد ازت عکسبرداري بشه تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب ديدگي يا شکستگي نداشته باشه "
پيرمرد غمگين شد، گفت خيلي عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست.
پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند:
او گفت: همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم. امروز به حد كافي دير شده نمي خواهم تاخير من بيشتر شود!
يكي از پرستاران به او گفت: خودمان به او خبر مي دهيم تا منتظرت نماند.
پيرمرد با اندوه ! گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد . چيزي را متوجه نخواهد شد ! او حتي مرا هم نمي شناسد!
پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته ، به آرامي گفت: اما من که م دانم او چه کسي است...![]()
![]()
سلام به دوستاي گلمون اميدوارم که حاله همتون خوب باشه در پناه خداي بزرگ ...
خدايي که هممون و دوست داره و هيچوقت فراموشمون نميکنه .پس ما هم سعي کنيم هميشه و در همه حال به يادش باشيم .
اي خداي مهربون
سايه پدر و مادر رو از سر هيچ بنده ات کم نکن ،پدر و مادر بزرگترين نعمت هاي الهي هستن .
بياييد کمي به ارزش وجود پدر و مادر فکر کنيم به چنين فرشته هاي زميني
پدر و مادر عزيز خيلي دوستون دارم .....![]()
و پيشاپيش روز مرد رو به جوجوي خودم ،مرد زندگيم که اندازه تمام دنيا دوسش دارم تبريک ميگم...![]()
![]()
به پدر عزيزمم اين روز رو تبريک ميگم.
آدما مثل كتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت....
از دور با یه شاخه
رز قرمز همیشه منتظرت بودم و به فردا ها مینگریستم .فردایی این چنینی که دستامون تا ابد در دست هم و قلبهامون مملو از عشق تا ابد واسه هم بتپه.با آرزوهای بهترینها برای خوشگلوی ناز خودم که الهی من قربونت برم .اندازه تمام آسمونا کوهها دشتها دریاها بیابونا و و و دوستت دارم . میبینی نگاهمو چقدر
..........
تو تموم دنیای منی میدونی؟؟!!!
آره تو.....![]()
![]()
![]()

دخترك بادقت تمام داشت بزرگ ترين قلب ممكن را توي ساحل با يك چوب روي ماسه ها ترسيم ميكرد.شايد فكرميكرد كه هرچه اين قلب را بزرگتر درست كند يعني اينكه بيشتر دوستش دارد. بعدازاينكه قلب ماسه ايش كامل شد سعي كرد با دستهايش گوشه هايش را صيقل دهد تا صاف صاف شود. شايد ميخواست وقتي دريا آن را با خود ميبرد اين قلب ماسه اي جايي گيرنكند. از زاويه هاي مختلف به آن نگاه كرد. شايد اينطوري ميخواست ان را بهتربشناسد ومطمئن شود همان چيزي شده كه دلش ميخواست. به قلب ماسه ايش لبخندي زد وازروي شيطنت هم يك چشمك به قلب ماسه ايش هديه داد. دلش نيامد تا يك تيرماسه اي رابه قلب ماسه ايش شليك كند. براي همين هم خيلي آرام چوبي راكه دردستش بود مثل يك پيكان روي قلب ماسه ايش گذاشت. حالا ديگركامل شده بود و فقط نياز به مراقبت داشت.
نشست پيش قلب ماسه ايش وبادستش قلب ماسه اي را نوازش كرد و درسكوت به قلب ماسه ايش قول داد تا هميشه مراقب او باشد. براي اينكه باد قلب ماسه ايش را ندزدد با دستهايش يك ديوار شني دور قلبش درست كرد. دلش ميخواست تا پيش قلب ماسه ايش بماند اما وقت رفتن بود. نگاهي به قلب ماسه اي كرد و رفت. چند قدم دورنشده بود كه دوباره برگشت. وبه قلب ماسه ايش قول داد كه زود برگردد و بقيه راه را دويد. فردا صبح دخترك در راه براي قلب ماسه ايش گلي چيد و رفت به ديدنش. وقتي به قلب ماسه ايش رسيد آرام همانجا نشست و گلها راپرپر كرد.
و برروي قلب ماسه ايش ريخت.......
قلب ماسه ايش باعبور چرخ يك ماشين شكسته شده بود.......
سلام خدا من دارم از زمين برات زنگ ميزنم
دلاي سنگيو خدا امشب برات رنگ ميزنم
فکرنکني زنگ ميزنه مزاحم تلفني
جون خداقطع نکني منم رفيق زميني
راستي خدا تو آسمون ستاره ها با هم خوبن؟
اونجا دروغ وحرف زشت ستاره ها آيا ميگن؟
امشب دلم گرفته بود خواستم که درد ودل کنم
هر کس به فکر خودشه من با کي درد ودل کنم؟
راستي خدا! زمين هواش دود ودمهتوي دلاي آدماش پر از غمه
اون نامه رو دستاي من با خواهش دلم نوشت
پست مي کنم اين نامه رو به آدرس تو در بهشت
راستي خدا ! با ور داري دوستت دارم خيلي زياد!!!!
از راه دور ميبوسمت شايد منو يادت بياد
قربون تو خدا برم کاري نداري به دلم
شرمندتم که نيمه شب کلي مزاحمت شدم!!!!!!!!
گاه که از وسوسه ی شیطان به تو رنج و عذابی رسید,به خدا پناه ببر...به درستی که او شنوا وداناست.
سلام دوستای خوبم.![]()
![]()
![]()
ممنونم از نظراتتون خوشحالمون کردین بازم بهمون سر بزنین...
منتظرتونیم.
...
کم کم جوجوم داره پیداش میشه ...امیدوارم که شب خوبی واسش باشه
من که خییییییییلی خیلی خوشحالم .الهی قربونت برم تولدت ۲۵ سالگیت رو با هزاران شاخه گل رز کبود با یه قلب عاشق کوچولوووو و عشق و محبت فراوان تقدیمت میکنم ..![]()
![]()
![]()
![]()
و در این لحظه دعا میکنم
و از خدای مهربون میخوام که هر چی که ازش میخای و ارزو داری براورده کنه ارزوی بهترینها رو برات دارم چون بهترینمی...
خیلی دووووووست دارم کامی جونم ....
تو همه دنیای منی ...عشق منی
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی نا صد سال کمه 120 ساله شی
حالا بیا با هم کیک بخوریم
تولدت مبارک همسر مهربونم![]()
![]()
![]()
چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من
صبحی تابستانی .........
اشکی چکید بر زمین اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدی
حال سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگیت افزوده میشود
می شنوی؟؟!!!!
از همه سو میگویند...
کامی جان تولدت مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از جیگرم میگم از هستیم میگم از زندگیم میگم.....
فقط میگم تو همه چیزمنی، همه چیز .![]()
![]()
![]()
![]()
گه گاهي به اتفاقهايي که تو اين سال افتاد فکر ميکنم ميبينم اونقدر پيچيده و قاطي پاطي شده بود که انگاري اون بود که ميخواست من و تو ............نميدونم شايد اينقدر همديگرو دوس داشتيم که خدا رو فراموش کرده بوديم و اونم به خواسته هاي ما توجهي نميکرد و يه جورايي باهامون قهر بود .
اما از اونجايي که خداي مهربون که الان ديگه هيچوقت فراموشش نميکنم خدايي که بنده هاشوخيلي دوس داره و عاشقا رو تنها نميزاره يه روزي اونم تو بهترين فصل هاش بهار همه چيزدس به دست هم داد .اصلا ميدونين چيه خدا اول ميخواست ببينه ما خودمون ميتونيم مسئله رو حلش کنيم يا نه .که اگر نشد خودش پا در ميوني کنه .
خدايا برا همه چي ممنونم...........
مهر کامی رو تو دلم صد چندان کن![]()
اونقدر که بتونم با همه خوب و بد و همه داشت و نداشتهای زندگی باهاش کنار بیام .
اونقدر که نخوام هیچ وقت حتی برای لحظه ای به نبودنش کنارم عادت کنم.
خدايا به داده و نداده وگرفته ات شكر: كه داده ات نعمت است. نداده ات حكمت و
گرفته ات امتحان
ممنونم از اینکه آرزومو براورده کردی .........
ممنونم از اینکه سلامتی بهمون بخشیدی تا بتونیم با آرامش در کنار هم زندگی کنیم .
و ممنونم از اینکه بهمون طعم خوشبختی رو چشاندی ....
به روزهاي رفته و روزهايي که دارن به سرعت از پس هم ميگذرن فکرميکنم ميبينم من خوشبخترين آدم روي زمينم و هيچ مشکلي ندارم البته تا موقعي که جوجوم در کنارمه .به قول خودش که اون دفعه ازم پرسيد گفت :واسه چي زندگي ميکني .منم گفتم واسه اينکه به کمال برسم به اون چيزايي که دوس دارم دست پيدا کنم و در يک جمله جوجوم گفت: واسه اينکه به ارزوهات برسي .
و منم به ارزوم رسيدم به ارزويي که سالها واسه رسيدنش تلاش کردم به روزايي که واسه اينکه ده مين بيشتر پيش هم باشيم با سرعت باد و بدو بدو خودمو به خونه ميرسوندم .به ياد روزايي که تا صبح گريه ميکردم .و به ياد اون انتظارهايي که کشيدمو اون سکوتهاي که هميشه اختيار ميکردم و به ياد اون امروز فردا اومدنات .و به ياد اون عشقي که پايدار و هيچوقت فراموش نميشه.......
به روزايي که دلمون نميومد تلفن رو قطع کنيم و اون لحظه اي که هردومون ازش بدمون ميومد اون جمله آخري که همش ازش فرار ميکرديم و بزورو با التماس اينکه تو بگو نوبته توه.منم که هميشه جر زني ميکردم .البته يه جوارايي هم ميشه گفت به خاطر علاقه و دوس داشتن زياد بود نه زرنگي........
فقط ميگم خدااااااااااااااااااا
خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم خدای مهربونم
!!!!!!
من و کامی جونم و در پناه خودت نگه دار
و سایه لطف و رحمتت رو و همچنین سایه پدر مادرم و از سرمون کم نکن.![]()
خدایا اون چیزی رو که میخواستم بهم دادی دیگه هیچی رو ازت نمیخوام تنها یک چیز اونم چیزی رو که بهم دادی ازم نگیر و کمکمون کن تا بتونیم تا ابد و همیشه با هم بمونیم همین ......
حالا تو حسودیت نشه جوجوام![]()
![]()
![]()
![]()
تو رو هم خیلی خیلی دوس دارم بازم از قول تو که میگی دوس داشتن من تاااااا نداره عسلوم ....
خيلي جالب گفته مگه نه؟!!!!
ويکتور هوگو: مانند پرنده باش که روي شاخه سست و ضعيف لحظه ايي مي نشيند و آواز
مي خواند و احساس مي کند شاخه مي لرزد، ولي همچنان به آواز خواندن خود ادامه مي
دهد، زيرا مطمئن است که بال و پر دارد...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستت دارم جوجوام![]()
![]()
![]()
من تمام عشق را در چشمهاي تو يافتم من آرامش عشق را در نگاه تو يافتم من تمام لحظه هايم را در تو ميبينم من عاشق شدن را از تو ياد گرفتم من يکرنگي راچنان در وجود تو ديدم که از عشق لرزيدم من وجود تو را پر از محبت ديدم من عشق واقعي را در قلب تو يافتم من تو را عشق مي نامم من تو را تمام احساس مي نامم من اعتراف مي کنم که در برابر اين همه احساس هيچم من چشمهاي مهربان و قلب عاشقت را با دنيا عوض نمي کنم جوجوي مهربونم .......
![]()
![]()
![]()
![]()
خوشگلم![]()
عزيزم![]()
جيگرم![]()
جوجوي مهربونم
،ميخواهم بداني با نبودن تو اشك ميريزم
و باديدن تو لبهايم ميخندد.![]()
تمام هستي من
، وقتي با چشمان پر مهرت نگاهم مي كني انگار دارم مثل پرنده هاي خدايي در آسمان زيبا پرواز ميكنم
،وقتي عاشقانه اسمم را صدا ميزني گويا دارد قلبم از سينه ام جدا مي شود.
دليل بودنم
دوست دارم باور كني بدون چشمانت مي ميرم ،بدون شنيدن خنده هايت اشك مي ريزم
و بدون شنيدن صداي دلنشينت مي شكنم.
هيچ زمان فراموش نكن تنها به تو مي انديشم و به خاطر تو زنده ام.
عشقم
،اي همه وجود من ،بدان نبود تو برابر است با نبود من ،چرا كه فقط تو هواي من براي نفس كشيدني ،اي كه معناي واقعي عشق را به من آموختي
عاشقانه تا آخر عمر دوستت دارم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.
از طرف عسلوی تواميدوارم که بتونم همسر خوبي باشم برات تا هميشه . حالا همونجا وايسا ميخوام بيام جوجومو يه بوس ابدار کنم اومدم
سلام به تمام عاشقاي دنيا
!!۱۱
چه اونايي که به عشقشون رسيدن و چه اونايي که نرسيدن و يا در استانه رسيدنن .
اميدوارم روز خوبي رو اغاز کرده باشين و وجودتون هميشه سرشار از عشق باشه.و اما ....
يه امايي هم داره ....
ميخواستم
ميخواستم بگم
اين جمله رو بخون تا بعد بگم..1!11!
خودت را از کسي پس نگير شايد اين تنها چيزيست که او دارد...وقتي که ميگويي دوستت دارم اول روي اين جمله فکر کن...شايد نوري را روشن کني که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود)
آهاي.!!! اقا پسري که به دروغ ميگي دوست دارم ميگي تو همه زندگي مني من فقط تو رو ميخوام فقط تو رو دارم تو دنياي مني تو عمر مني و خلاصه از همين حرفايي که خودتون بهتر بلدين ..........پس چي ميشه اين حرفا پس کي عملشون ميکنه پس کي بوده ميگفته من واست ميميرم اخه چرا؟؟؟!!!!
چرا با احساسات دخترا بازي ميکنيد ؟؟ مگه خودتون دل ندارين
فقط ميگم اين رسمش نيست... بدست اوردن دل اسونه اما نگه داشتنش سخته اينو يادت باشه ....
با شما خانوما هم هستما همچين ژس نگيرين که .......
اصلا ميدونين چيه؟ عاشقي 3 تا چيز داره ...
يکيش صبرو تحمل زياده
دوميش انتظاره
سوميشم دوس داشتن بي نهايت
راستي اينم بگم که هم عذاب اوره هم شيرينه جالبه نه؟؟!!!!!!
من همه اينارو تجربه کردمااااااااا نه فکر کنين از رو کتابا دارم ميگم ..نه .!!
(يادمه دوستام هميشه ميگفتن هيچوقت دوتا ادم عاشق به هم نميرسن مثل ليلي و مجنون شيرين و فرهاد و............ ولي ما رسيديم” رسيديم که بگيم اره" عشق "خيلي عظيمه. رسيدن سخته! اما همين عشق باعث شد که!!1 منو کامي بشيم ما و يه دنياي جديدي رو با هم و براي هم بسازيم
اگه عاشقي هيچوقت فراموش نکن که غرور باعث از بين بردن عشقت ميشه. پس ................هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي. ................
از ما گفتن
...........................
امروز منو جوجو مي خوايم با يه داستان عاشقانه شروع کنيم.....
اميدواريم خوشتون بياد ....نظر يادتون نره
پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم. دختر لبخندي زد و گفت ممنونم. تا اينکه يه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نياز فوري به قلب داشت...از پسر خبري نبود...دختر با خودش مي گفت: مي دوني که من هيچ وقت نمي ذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني...ولي اين بود اون حرفات؟...حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچ وقت زنده نباشم...آرام گريست و ديگر هيچ چيز نفهميد... چشمانش را باز کرد،دکتر بالاي سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشيد،پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت کنيد...در ضمن اين نامه براي شماست!.. دختر نامه رو برداشت،اثري از اسم روي پاکت ديده نمي شد،بازش کرد ودرون آن چنين نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت) دختر نمي تونست باور کنه...اون اين کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود... آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد...و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکرد... واقعا چرا؟؟؟
بله عزيزم معني عشق يعني همين يعني: قلب من واسه تو ....
به تعداد ستارگان اسمان دوستت دارم ![]()
![]()
به چشمان مهربان تو مي نويسم حكايت بي انتهاي عشق را
تا بداني كه محبت وعشق را در چشمان تو آموختم
و با تو آغاز كردم پس برايم بمان تا عشقم را تا ابد نثارت كنم.
تا انتهاي جاده زندگي با من بمان كه زيباترين شعر زندگي را برايت نجوا كنم.
ميخواهم اين را بداني كه
صادقانه
و عاشقانه
دوستت دارم جوجوام![]()
![]()
![]()
تقديم به کامي جونم که الان هم از دستم عصبانيه
البته تو دعوا ما معلوم نيست کي از کي ناراحته هميشه هردومون از هم شاکي هستيم اون ميگه تو بايد معذرت بخواي من ميگم تو.........
نا گفته نماند که الان که زنگ زدم با هم صحبت ميکرديم گفتم تو نميخواي معذرت خواهي کني اونم گفت خيلي پرويي ... ! نه خدايش من کجا پرروام..؟![]()
اصلا بذار بگم قضيه از چه قراره .... پريروز من يه کيفي ديدم خوشم اومد گفتيم نگهش داره تا فردا ش که بريم بخريمش .خلاصه از اونجايي که جوجوي ما هم خيلي خونسرده باعث شد
که دير برسيم و مغازه هم تعطيل کنه اخه ساعت 10:10 شب بود .تازشم ميخواست تو اين گيرو وير بره کامپيوترم از خونشون برداره بياره خونه ما .ولي خيلي جالب ميشد اگه مياورد ...
راستي يادم رفت سلام کنم
نه فکر کنين بي ادبما
!!! نه خداييش يادم رفت
سلام ميکنم به همه عاشقان به همه اونايي که براي رسيدن به عشقشون تلاش ميکنن و هيچوقت در راه عشق خسته نميشن و کمر خم نميکنن و نا اميد نميشن و مهمتر از همه سلام به اونايي که تو دلشون يه لحظه هم اروم و قرار ندارن و ثانيه ها رو به سرعت و به سختي ميشومرن تا به قول رضا صادقي که جوجوام طرفدار پراپا قرصشه
بشههههههههههههه
لححظه ديدار نزديک است .................
اين جمله رو بارها خونديم و گوش کردم انگار رضا واسه دلگرمي ما خونده بود
تا بعد....
چه بی مقدمه نه!!!